کوچه ی پشتی |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
حالشان را نداریم ، پس هستند . . .
چند سال پیش مردم جو گیر بودند و برای خلیج فارس و سد سیوند خودشان را جر (با کسره ی ج) می دادند. حالا حتا اگر بیایند بگویند کل آثار باستانی (از نوع ملی) را خراب کردیم و هرچه پسوند "فارسی" است را به "عربی" تغییر داده ایم، مثل مات و مبهوت ها نگاهشان می کنیم بعد می گوییم : " پس شیرینیش کو؟ "
پ.ن: نمودید ما را!
| لینک | چهارشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٧ - باران |
زمانی برای ما
و لعنتی نمی رسد ، این زمانی که قرار بود برای ما باشد. و لعنتی نمی آید ، روزی که قرار بود در آغوشم بکشی و باز بخوانی مرا ، تا موسیقی از نفس بیفتد ، دنیا رنگ گیرد و کابوس های شبانه ام بروند، بروند ، بروند و کوچه ی پشتی با این تنهایی ابدی اش ، باز رونق بگیرد. من مانده ام و نعش تو که نمی دانم در کجا به خاک سپرده اندت! من مانده ام و این حس قریب که برایت روی دیوار چه بنویسم، تا خدا را بگریانم و باز ...
| لینک | چهارشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٧ - باران |
تا همیشه ، تا ابد
اینجا ، کوچه ی پشتی ست. با دیوارهایی پر از نوشته ، با تیرهای چراغ برق ِ بارانی، با صدای رعد و برق. سال ها از عبور تنها و آخرین عابر ِ این کوچه می گذرد و هنوز کسی پا به اینجا نگذاشته.
اینجا ، همچنان کوچه ی پشتی ست. کوچه ی موسیقی و درد. کوچه ی نوستالژیایی به وسعت تمامی دردهای تاریخ بشر. به وسعت تمامی نداشته ها. به وسعت من.
من اینجا تا ابد خواهم ماند. خواهم پوسید تا ذره ذره ی وجودم روی نوشته های قدیمی ِ دیوار بنویسد:
" کوچه ی پشتی، تا همیشه "
| لینک | دوشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٧ - باران |

